ميرزا محمد على وفا زواره اى

58

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

- متّعنا اللّه تعالى بلقائه و أفاضنا به طول بقائه - بر علماى متبحّرين و فقهاى متدبّرين ، اين نكته پوشيده نيست كه از ابتداى زمان غيبت و افتتاح هنگام حيرت ، الى يومنا هذا ، كه قريب به هزار سال جلالى است ، در هيچ عهدى از عهود ماضيه ، و هيچ قرنى از قرون سالفه ، بسط بساط شريعت و نشر اخبار و سنّت نبوى كه در اين زمان ، به واسطهء اهتمامات جنابش ، در جميع اقطار جهان و بلاد و امصار مسلمانان وقوع يافته ، نبوده و در هيچ عصرى از اعصار ، هيچ‌يك از مجتهدين جامع‌الشرائط ، اين‌گونه سعى در قوام ملّت بيضا و نظام شريعت غرّا نفرموده . ابر افادتش كه عالم‌گير است ، بر كشتزار شريعت احمدى ، چنان قطره‌اى بارآمد كه خضارتش تا مختتم اعصار ، برقرار خواهد بود ، و نسيم افاضتش كه از مهبّ جنان است ، رياض مذهب جعفرى را چنان خرّمى بخشود كه تا منقرض ادوار ، به طراوتش خواهد افزود . شعر : فليس شبيهه للدين واق * و ليس نظيره للشرع حام فقدر العلم منه فى ارتفاع * و أمر الشرع منه فى انتظام و نور العدل منه فى ازدياد * و ثغر الفضل منه فى ابتسام 11 چون سپاس دارى اين نعمت عظما ، بر هر فرقه واجب است و شكرگزارى اين عطيت كبرا ، بر هركس ، لازم ، خاصّه ، طبقهء علما و طايفه شعرا را كه به اقتضاى ارادت و اقتضاى شريعت ، به مراسم شكر و سپاس اقدام و اهتمام نمايند ، بناء عليه ، شعراى طليق اللسان و فصحاى رشيق البيان از عراقين و خراسان و فارس و آذربايجان ، از هر مرز و بوم ، هند « 1 » و روم ، از عرب و عجم و ترك و ديلم ، كه هريك در طلاقت لسان و رشاقت بيان و رسوم فصاحت و فنون بلاغت ، در لغات تازى و درى ، ثانى اعشى و جرير و تالى انورى و ظهيرند ، به سنّت سنيّهء شعراى مدحت سراى حضرت رسالت اقتفا كرده ، جنابش را به قصايد غرّا و مدايح بيضا ستوده ، مطاياى نيازمندى را به عطاياى « 2 » « لا يحمل عطاياهم الا مطاياهم 12 » گران‌بار نموده‌اند . بيت : امل ز جود تو بگريخته است وز پى او * جمازهء كرمت مىدود گسسته مهار شعر : فاضت اياد من يديه على الورى * فيضا كفيض المزن بالاكفاء 13

--> ( 1 ) - حتّى هند ( 2 ) - ( اضافى دارد : ) له همم لا منتهى لكبارها و هداياى